روز نوشت هایی از جنس عشق و محبت

ارتباط با خانه ای بی

فراز و نشیب های سفرهای استانی

فراز و نشیب های سفرهای استانی

+ افزایش سایز متن -
به اشتراک بگذارید

من جهان‌گرد نیستم، گردشگر هم نه، اما می‌دانم دیگر هیچ مقصدی به مانند این سفرهای استانی برایم تکرار نخواهد شد. سختی‌اش را به جان خریده‌ام، خطراتی که ممکن بود هر لحظه من و همراهانم را تهدید کند را هم با جان و دل خریدم. چون می‌دانستم کسی هست در گوشه‌ای ترین نقشه ایران که سال‌هاست خانه‌اش مقصد هیچ مسئولی نبوده‌است… ماندن در طوفان و سیل و برف و بوران، درگیری در ماهشهر برای گرفتن آمبولانس، عبور از مناطق ناامن، ساعت‌ها آوراگی جاده‌های مال‌رو، ساعت‌های طولانی تشنگی و گرسنگی همه و همه را به جان خریدیم، چون می‌دانستم کسی هست که عیادت از او وظیفه من است…
نمی‌دانید چه‌ها دیدیم، چه خانه‌هایی، چه محله‌ها و جاده‌ها و حتی دریای خشکیده را هم دیدیم که وقتی نگاهشان می‌کردی با خودت می‌گفتی مگر ممکن است اینجا انسانی باشد…
ما نهایت بی‌اعتنایی مسئولان را با چشم‌هایمان در این سفرها دیدیم و خب چه می‌شود گفت مشخص است وقتی آقایان با پیش‌قدم‌ها راهی سفرهای استانی می‌شوند و با اقامت‌ در هتل‌های آنچنانی سفر را به پایان می‌رسانند و با کارناوال اسکورت‌ ماشین های میلیونی دست نمایشی همراهی را برای مردم تکان می‌دهند، درد مردم را نخواهند فهمید.
و سپاس از شما عزیزان که در راه سفرهای استانی مجازا همراه ما بودید. به خود می‌بالم و خدا را شاکرم که همراهانی به مهربانی، مسئولیت‌پذیری و انسان‌دوستی به مانند شما دارم.

برچسب ها
دیدگاه خود را ارسال کنید