روز نوشت هایی از جنس عشق و محبت

ارتباط با خانه ای بی

وقتی از صبوری پروانه ها حرف می زنیم از چه حرف می زنیم؟

وقتی از صبوری پروانه ها حرف می زنیم از چه حرف می زنیم؟

+ افزایش سایز متن -
به اشتراک بگذارید

از زمانی که فکر و ذکرم پروانه ها شدند چند سالی است که می گذرد و از آن زمان تا به امروز در مسیر پروانگی درس هایی را آموخته ام که شاید هیچ دانشگاه و مدرسه ای به من نمی آموخت. در این روزنوشت می خواهم کمی بیشتر با بیماران پروانه ای آشنا شوید و از آنان درس بگیرید.

گاهی می شود که تمام ما در زندگی کم می آوریم گاهی می شود که به اطرافیان میگوییم دیگر صبری برایم نمانده است. برای خود من همین طور بود تا زمانی که به دلیل سفر های استانی بیشتر به پروانه ها و خانواده هایشان نزدیک شدم. معنای واقعی صبر در کتاب ها نیست. از منظر من معنای واقعی صبر را باید در نگاه پدر  و مادر پروانه ای دید که هر روز و هر شب پرستار و رفیق و همدم فرزندانشان است. صبر را باید در زندگی روزانه پروانه ای جست و جو کرد که هر لحظه به خاطر ناآگاهی مردم درد انزوا را می چشد و باز هنوز در جست و جوی هدف هایش می جنگد. صبر همین جاست. وقتی صبوری پروانه ها و خانواده هایشان را به یاد می آورم شرمنده می شوم.

پروانه ها و خانواده های محترمشان اساتید و معلمانی هستند که باید از آنان درس زندگی گرفت. درس شهامت، صبر و ایمان در برابر سختی های زندگی… درود بر آنان…

دیدگاه خود را ارسال کنید